ضد حال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه.
- ضد حال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقه ات هستی برق بره.
- ضد حال یعنی با شکم گرسنه بیای خونه غذا واست نگه نداشته باشن.
- ضد حال یعنی با ۹.۷۵ بیافتی.
- ضد حال یعنی صبح ساعت ۸ بری سر کلاس استاد نیاد.
- ضد حال یعنی بعد از اینکه کلی افه زبان اومدی نمره زبانت ۱۰ بشه.
- ضد حال یعنی هیستوری سیستمتو پاک نکنی تمام ایمیلات داداشه فضولت بیاد بخونه.
- ضد حال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۲.
- ضد حال یعنی مریض شدن موقع سور عروسی.
- ضد حال یعنی آبریزش موقع خواستگاری.
- ضد حال یعنی جزوه گرفتن از پسر های کلاس.
- ضد حال یعنی لیز خوردن جلوی دختر ها.
- ضد حال یعنی انتظار پشت در دستشوئی توی روز امتحان.
- ضد حال یعنی تصادف با یک دختر ( اشاره به سریال او یک فرشته بود.)
- ضد حال یعنی پیرهنت از پشت از توی شلوارت بزنه بیرون.
- ضد حال یعنی توی کلاس مزه بپرونی ولی هیچ کی نخنده.
- ضد حال یعنی زیر نویس کلفت چند لایه.
- ضد حال یعنی آرایشگر بزنه موهاتو خراب کنه.
- ضد حال یعنی با جوراب سوراخ بری توی نمازخانه.
+
PostDate PostTime مهسا
|